محمد حسن خان اعتماد السلطنه

پيشگفتار 19

مرآة البلدان ( فارسى )

تا درجه‌اى سست و ضعيف و مختل شده بود » و اهل نظر مىدانند كه در همين مدت پانزده شانزده ساله چند جلد از نامهء دانشوران تهيه و طبع شده و چند كتاب ديگر در اين مؤسسه « اقتراح » شده و به زيور طبع آراسته گشته . كاش مرحوم قزوينى مىنوشت كه اين ضعف و سستى و اختلال در كجا و در چه جلدى از نامهء دانشوران پديد آمده . تاكنون كسى درين مورد مطلبى ننوشته كه مندرجات مجلدات نامهء دانشوران در زمان اعتماد - السلطنه سستى و كژى و كاستى يافته . 7 - اما اين‌كه منتظم ناصرى تلفيقى است از « كتب مختلفهء عربى و فارسى و فرانسه به قلم چندين نفر از متخصصين اين زبانها » ، درين قسمت حتى آن قليل ضابطهء دعاوى پيشين كه مؤلف كتابها دست‌كم با « گويا » و « از قرار » معين مىشد از ميان رفته و كار به « چند نفر از متخصصين » كشيده است . تشخيص اين نكته كه كتاب تلفيقى است از كتب مختلفه كار دشوارى نيست . ولى عنوان كردن « چند نفر از متخصصين » براى نسبت دادن كتاب به ايشان آن هم از جانب كسى كه خود را متخصص تحقيق در مسائل ادبى و تاريخى مىپندارد بسيار دشوار و گران مىنمايد . آيا نمىتوان يكى از متخصصين را خود اعتماد السلطنه دانست . نه آخر او زبان فرانسه را ولو « از قرار مذكور » مىدانسته ؟ اين طرز داورى هرگز مبتنى بر انصاف و بىغرضى نيست كه هركس مىتوانسته در تأليف سه جلد منتظم ناصرى و چهار جلد مرآة البلدان دست داشته باشد الا محمد حسن خان اعتماد السلطنه كه نامش بر روى آن كتابهاست و از سال 1294 كه مرآة البلدان چاپ شده و از سال 1300 قمرى كه جلد سوم منتظم بدان پايان پذيرفته تاكنون احدى از آن « متخصصين » بدين مطلب اعتراض نكرده . وانگهى غرض از اشاره بدين مطلب كه « از كتب متفرقه جمع شده است » آيا چيزى جز اين بوده كه ارزش تأليف و به تبع ارزش مؤلف را پائين بياورند . آيا مقالات مرحوم قزوينى يا ديگر محققين غير از استفاده از « كتب متفرقه » است ؟ آيا روش تحقيق جز اين است كه كليهء اقوال در باب مطلب مورد نظر ذكر و بررسى شود و قول اقوى و اصح روشن گردد و سره از ناسره بازشناخته شود ؟ و آيا اين اقوال مختلف جز در « كتب متفرقه » ضبط شده است . راستى را زشت است غرض ورزيدن